سارا
دوستت دارم سارا.....
دوستت دارم سارا.....
دوستت دارم سارا.....
به: عمویی کوچولویم سارا خوشگله
در آخرین روز های عمرم
تو را
تو را
برای پرستش می خواهم.....
تو
از روزگاران گذشته
که هیچ وقت کهنه نشدی
می آیی
و غبارهای کهنه ی زندگیم
و تارهای تنیده درهم عنکبوت کهن سال زمان را
در هم می ریزی.....
اکنون
روی لبهام
نه خنده است و نه بوسه
چین و چروک اشک چشمهام است
و بهتی ناگفتنی
که در پس عمری خاطره
جویای توست.....
مرا
دریاب......
عمو جواد
مهر 94
( با خود می گویم: خدایا آیا دیگر بار صفحه ای شنیدنی در زندگیم رقم خواهد خورد؟
دعا می کنم
برای ورق خوردنش دعا می کنم......)
سارا
عمو
امشب دلم هوایت را کرد. یاد وبلاگم افتادم. آمدم و چشمم به نوشته ات افتاد. تو همیشه در یاد منی. از پیشرفت هایت خوشحال شدم.
من و تو نامی و یادگاری برای گذشته نیستیم. می توانیم در حال و آینده هم باشیم. من همان عمو جواد قبلیم که کمی پیرتر شده و تو سارایی جوان تر و رعناتر.
تلفن مرا که داری:09123867005 با من تماس بگیر. خدا می داند که بارها با همان شماره ی قدیمی 0938 که از تو داشتم تماس گرفتم و جوابی دریافت نکردم.
مشتاقانه منتظرت هستم و به وجود نازت می بالم و افتخار می کنم.
فدای تو
عمو جواد