... اطلاع رسانی....

به نام خدا

سلام

.... چهارشنبه هم برای خودش روزی بود. از بچه های خودمان به غیر از فرشته کسی نیامده بود. اما جلسه یک جورهایی گرم بود و چسبید. بچه های دیگر هم خوب بودند. خواستم بگویم دلتان بسوزد دیدم عذرتان موجه است. گرفتار درس و امتحان هستید و کاری نمی شود کرد. باشد حالا که این طور شد باید بگویم این هفته ۳۰/۲ هم جلسه به سلامتی برگزار نمی شود. حالا تا بعد......

                                                                                             به امید دیدار

..... بر ما چه گذشت....

به نام خدا

سلام

این که روز پنج شنبه بر ما چه گذشت وچه شد بماند برای بعدها که حوصله کردیم اما......

روز پنج شنبه که من رفتم موسسه آقای سامع بزرگ یک تعداد بلیت( نه بلیت اتوبوس) داد دست من و گفت محتوای آن را به اطلاع دوستان برسانم:

روز چهارشنبه مورخ ۲۲/۲/۱۳۸۹ جلسه کارگاه داستان نویسی ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ در محل باشگاه کارگران واقع در چهارباغ بالا برگزار می شود و مبلغ ورودی آن هم برای اغیار ۵۰۰۰۰ ریال است. البته مسلم است که بچه های خودمان ( و هر کس که من و آقای سامع بزرگ بگوییم ) مهمان ویژه جلسه محسوب می شوند و می توانند به صورت رایگان با کارتهای مهمان ویژه در جلسه شرکت کنند.

من شرکت در جلسه فوق را از این جهت توصیه می کنم که یک جورهایی دوره جلسات گذشته است و از آنجا که دیگر موسسات فرهنگی سطح استان هم حضور دارند می تواند جلسه پرباری باشد. در هر حال امیدواررم ببینمتان........                                                    به امید دیدار.

... اطلاع رسانی....

به نام خدا

سلام و صبح به خیر.

امیدوارم که حال همه تون خوب باشه و سرحال و قبراق روزتون رو شروع کرده باشید.

هرچند که من هنوز وقت نکرده ام که صورت جلسه و گزارش جلسه پنج شنبه گذشته مورخ ۲/۲/۱۳۸۹ رو بنویسم اما باید به عرضتون برسونم که جلسه این هفته۱۶/۲/۸۹ ساعت ۴ عصر در مکان موسسه تشکیل میشه. امیدوارم همه شما رو اونجا ببینم.          به امید دیدار تا پنج شنبه...........

... اطلاع رسانی....

به نام خدا

سلام

خدمت همه بچه های عزیز عرض ارادت دارم و امیدوارم حالتان خوب باشد. غرض از مزاحمت این که خدمتتان عرض کنم پنج شنبه این هفته ۹/۱۰/۱۳۸۹ جلسه کارگاه به علت تعطیل بودن موسسه تشکیل نمی شود.

انشاالله هفته آینده جلسه را پی خواهیم گرفت.

موفق و موید باشید.

                                                                                                  به امید دیدار............

من باب تنوع به عنوان مقدمه.....

سلام.

گوش کنید و اگه تونستید به خاطر بیارید:




خروس زَری، پیرهن پَری :

قوقولی قوقو سحر شد سیاهی دربه درشد فرشته ها دویدن ستاره ها رو چیدن

خورشید خانم در اومد با یک شفق سراومد تا شب نکرده حاشا بچه ها بیاین تماشا ...

روباهه دمش درازه حیله چی وحقه بازه تا چشم رو هم بذاری میبینی وجود نداری ...

دیشب زن مش ماشالله بیدر
مرغای محله رو خبر کرد
پاشید واسشون یک چنگی چینه
گفت زود بخورین خروس نبینه
وقتی چراشو پرسیدم من
گفتش با خروس زری بدم من
ای خروس سحری چشم نخود سینه زری ....)

روز خوش.......

...یادتون نره.....

به نام خدا

سلام و صد سلام

امیدوارم که حالتون خوب باشه و صبح بهاری همراه با نشاط و سلامتی رو شروع کرده باشید.

غرض از مزاحمت اینکه کارگاه داستان نویسی فردا پنج شنبه راس ساعت چهار بعد از ظهر در محل موسسه تشکیل میشه. انشاالله تشریف بیارین و خواهشا هم سر وقت بیاین تا به یه جایی برسیم.

                                                                                به امید دیدار.............