به نام خدا

سلام

حتي به خاطر ندارم كه درست چه مدت پيش آخرين مطلب را فرستاده ام. يادم نيست. فقط مي دانم همه چيز دست خوش تغيير بوده است. راستش امروز صبح شانسي سري به وب لاگم زدم. ديدم وب لاگي كه روزي وب لاگ گروهي نويسنده بود كه خيلي به آتيه شان اطمينان داشتم حالا شده وب لاگ شخصي من. خيلي از آن تاريخ مي گذرد. ولي ياد همه بچه به خير.......

همه بچه هايي كه دور معلمشان را قلم گرفتند و او را تنها گذاشتند و رفتند. شايد قسمت همين بوده.

در بخش تظرات تاييد نشده سه پيام بود كه واقعا اشكم را در آورد. يكي پيغام واران بود كه از آن با اطلاعم و مي دانم جديد است. در هر حال از لطف او ممنونم.

اما دو ديگر يكي پيغام مائده بود و ديگري سارا. مائده و سارا. من در مورد محتواي پيام ها چيزي نمي گويم. فقط تيتر نوشته گذشته را تكرار مي كنم: شرمندگي.....شرمندگي و ديگر هيچ........

دير به دير به وبلاگم سر مي زنم. ولي هر بار با مطالبي برخورد مي كنم كه مدت ها مرا به فكر فرو مي برد. از همه آن ها كه هنوز به ياد من هستند ممنونم.....

ياحق

به اميد ديدار......