یاس نامه4
اول از همه بگویم حسین شدیدا کارت دارم و به زودی باهات تماس می گیرم. دوم این که ای همه افرادی که تحت این وب لاگ بعضی وقت ها کارتان به مشاجره می کشد اول این که خیالتان از هر بابت راحت باشد. شترسواری که دولا دولا ندارد. و بعد هم به این مشاجرات به چشم تبادل اطلاعات نگاه کنید. آن وقت یاس از دست فاطی ناراحت نمی شود. مشدی شاهد را درک می کند یا بالعکس. سمانه فکر نمی کند وارد جنگ جهانی شده ومن هم بی ادب تلقی نمی شوم.
به خدا شخصا از حضور همه تان خوش حالم. حتی اگر بهانه اش جنگیدن باشد. بیایید باور کنیم که هیچ کس با هیچ کس پدر کشته گی ندارد. غرض فقط تبادل اطلاعات است. حتی متقاعد کردن هم نیست. چون می دانم تغییر باورهای دیگران کار ساده ای نیست. من یک دنیا از یاس ممنونم که از درون غار سکوت و خاموشی بیرون کشاندم و دوباره زبانم را باز کرد. هر چند خودش خیلی زودتر از این حرفها تصمیم به ترک محفل ما گرفت و من واقعا از رفتنش ناراحت شدم. چرا که ادعا می کردم رفتارم به گونه ای است که می تواند همه را از هر قشری که باشند کنار هم نگه دارد و او به من ثابت کرد که مرد این کار نیستم. اگر به وب لاگ کارگاه سر می زند بیاید که ما از آمدنش خوش حال می شویم و اگر قابل نمی داند که فقط می توانیم بگوییم : هر کجا هست خدایا به سلامت دارش.....
همه درست می گویند هر چند نظرات متفاوت باشد. باید قدرت تحمل نظرات هم را داشته باشیم تا یک وقت نبینیم همه داریم در مورد یک چیز حرف میزنیم منتها با زبانها و گویش های مختلف که سر انجام کار به دعوا بکشد. نه این درست نیست. ما همه با هم دوستیم و خیر و صلاح هم را می خواهیم. بیایید بی خود و بی جهت هم را متهم نکنیم. مواظب باشیم به هم وصله نچسبانیم و در این سیاه بازار تهمت و افترا سر هیچ و پوچ به جان هم نیفتیم و یک دیگر را دندان دندان نکنیم. جز حقیقت زبانمان به چیزی باز نشود و در هر حال خیر خواه هم باشیم. مخلص همه گی هستم
به امید دیدار