به نام خدا

سلام بر همه دوستان

اول از همه خوشامد می گویم به جناب مشدی که افتخار داده وارد بحث ما شدند. دوم این که از طلوع مجدد یاس عزیز و فرشته جون در فضای کارگاه ۱۳۸۸ فوق العاده خوش حالم. یاس را که تا کنون ندیده ام که انشاالله به زودی دیدار میسر شود. اما خواستم به فرشته بگویم: کریمان جان فدای دوست کردند سگی بگذار ما هم مردمانیم. نا لوطی بی وفا هر از چند گاهی یه محل هر چند مختصر به ما بذار یه وقت دیدی افتادیم مردیما.... سوم این که الله اکبر و چهارم این که به یاس عزیز بگویم مواظب باش خانومم. این فاطی ما ممکنه از کوره در بره. اون وقت من هم که مثلا استادش هستم و به گردنش حق استادی دارم دیگر جلودارش نیستم. باور نداری از فرشته جون بپرس. دیگر این که کتاب های فنون نگارش و نویسندگی خوب است ولی نویسندگی از این جور کتاب ها فرمان برداری نمی کند. راستش من خودم هیچ یک از این جور کتاب ها را قبول ندارم. تنها و تنها برای تجربه نوشتن ارزش قائلم. ما به عنوان نویسنده می توانیم تجربیاتمان را در اختیار بقیه بگذاریم ولی نمی توانیم به کسی بگوییم چگونه بنویسد. توصیه من به دوستان سر جلسات کارگاه این است که فارغ از هر ک و هر آموزشی و هر چیز دیگری خود را صرفا درگیر نوشتن کنید. بنویسید و بنویسید و بنویسید....

و اما....

یاس عزیز و دوست داشتنی اگر گفتم شب های زاینده رود را ببین نه این که آن فیلم یا سازنده اش را رد یا قبول کنم. این فیلم برای خود من خاطره ساز است. یادم هست همان اوایل توقیف فیلم آن را خانه عمویم دیدم. یک قسمت از فیلم را پسر عمویم نمی گذاشت ببینم و رد می کرد. من بالاخره موفق شدم آن قسمت را با پادرمیانی زن عمویم ببینم. می دانی ماجرای آن چه بود؟ خودکشی یک مادر شهید بود. پسر عمویم به خاطر مادر خودش که مادر دو شهید بود نمی گذاشت من آن قسمت را ببینم.

نمی دانم قبلا گفته ام و می دانی یا نه؟ من کارشناسی سینما دارم و از این جهت فیلم های بسیار زیادی را دیده ام از تمام دنیا. می دانی هنر تجلی واقعیت ها در آینه تخیل آدمی است. من فیلمهای جنگی زیادی دیده ام. از شکارچی گوزن و آکالیپس نوو بگیر تا فهرست شیندلر و پل رودخانه کوای و بی نهایت فیلم دیگر. سینمای پنج قاره عالم. بیمار انگلیسی جنگ بزرگ یک محکوم به اعدام گریخت ترن و..... . نمی دانم خیلی زیاد است. سینمای خودمان را هم می شناسم. برای خودم تقسیماتی در عالم سینما دارم. این قدر که بتوانم سینمای دفاع مقدس را از سینمای جنگ تفکیک کنم. یک روزگاری احتیاج بود که فیلم های جنگی سمت و سویی در جهت تشویق و ترغیب مردم به شرکت در جبهه های جنگ داشته باشند. اما بعد از جنگ واقعیتها صورت دیگر خود را هم نشان دادند. عروسی خوبان محسن مخمل باف در همان سال های پایانی جنگ را دیده ای؟ یا حتی وصل نیکان ابراهیم حاتمی کیا را. نه اصلا یک فیلمی که حتما دیده ای. از کرخه تا راین را.

باز هم بحث بحث می کنیم.......